به طور عمومی امید به زندگی در تمام جهان رشد چشمگیری داشته است. همین موضوع نشان میدهد که بشر توانسته تهدیدهای جدی را کنترل کند. امروزه دیگر در مسیرهای تجاری راهزن وجود ندارد، بیماریهای اپیدمیک مثل طاعون و وبا خیلی کم شدهاند، به لطف یخچال و فریزر غذا قابل ذخیره است، به خاطر ابزارهای ارتباطجمعی امروز بیش از هر زمان دیگری از احوال هم خبر داریم. همه این موارد باعث شده است که احساس امنیت در جهان ارتقا پیدا کند.
اما دنیا با تهدیدهای جدیدی هم روبرو شده است. دویست سال پیش مشکلاتی مثل بمب اتم، بمب شیمیایی، گازهای گلخانهای و حمله سایبری مطرح نبود. حالا مردم کمتر از گذشته بر اثر حادثه جانشان را از دست میدهند و جمعیت زیادی کهنسالی و مرگ طبیعی را تجربه میکنند. اما به خاطر رسانهها، حالا مردم بیش از پیش وحشتزده هستند. به بیان دیگر شکل اضطرابها و ناامنیهای دنیای مدرن تغییر کرده است.
در قرن بیست و یکم شاهد تغییرات مثبتی در ادبیات سیاسی کشورها بودیم. مهمترین تغییر این بود که بیشتر کشورها دریافتند «راهحل دیپلماتیک خیلی موثرتر از راهحل نظامی است.» ممکن است این جمله را بدیهی فرض کنیم. اما اگر به سالهای جنگ جهانی دوم نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این گزاره چه دستاورد مهم و تاثیرگذاری در تاریخ بشر است.
راهحل دیپلماتیک خیلی موثرتر از راهحل نظامی است.
دومین رخداد این است که در قرن بیست و یکم تمایل ایالاتمتحده برای داشتن یک هژمونی همهجانبه کاهش پیدا کرد. آمریکا دیگر مثل سابق تنها به دنبال تضعیف قدرتهای دیگر و سروری بر جهان نیست. از طرف دیگر ظهور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی باعث شد تا واشنگتن بیش از آنکه درگیر مسائل داخلی کشورهای دیگر باشد، به مسائل داخلی خودش توجه کند و موضوعاتی مانند رکود و بیکاری را جدی بگیرد.
رشد ابزارهای ارتباطجمعی به مردم غرب نشان داد که برخلاف تبلیغات گذشته، شرقیها مردمی وحشی نیستند. مردم غرب در قرن بیست و یکم توانستند با مردم فلسطین، عراق، افغانستان و سوریه همدلی کنند. همین موضوع راه تهاجم غرب به شرق را تنگتر کرد. حالا دیگر بریتانیا نمیتواند به راحتی به کشورهایی مثل هندوستان حمله نظامی کند.
از دیگر رخدادهای مبارک قرن بیست و یکم ارتقا سطح درآمد، بهداشت و آموزش در سطح جهانی بود. از سال ۲۰۰۰ تا به امروز، با رشد میانگین ۴ درصد در سال، اندازه اقتصاد جهان دو برابر شده است. اگر سال ۲۰۰۰ را به یاد بیاورید به سادگی میتوانید متوجه این تغییر بشوید.
اما قرن بیست و یکم آبستن تهدیدهایی جدی نیز بود. شاید بتوان گفت انتخاب شدن دونالد ترامپ به عنوان رئیسجمهور ایالت متحده بزرگترین سنگ در راه دنیایی امن بود. خیلی زود دنیا آثار انتخاب ترامپ را به شکل اختلاف و درگیری به چشم دید.
پیدایش گروههای تروریستی سازمانیافته نظیر داعش از دیگر رخدادهای شوم این قرن بود. کسی تصورش را هم نمیکرد که مبارزه با یک گروه تروریستی تا این حد به طول بینجامد.
در مقابل بزرگنمایی رسانهای از داعش (و دیگر اشکال تروریسم) یکی دیگر از آفتهای این زمان بود. هدف گروههای تروریستی وحشتانگیزی و ایجاد احساس ناامنی است. رسانههای جمعی با بزرگنمایی تروریسم احساس ناامنی و وحشت را در مردم تقویت کردند و در عمل همراستا با اهداف تروریسم جهانی گام برداشتند.
بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا یکی دیگر از بلاهای امنیتی جهان در قرن بیست و یکم بود. شاید به نظر برسد که آثار این بحران مالی به طور کامل از بین رفته باشد. اما بیتوجهی نسبت به محیطزیست با هدف بالا بردن سطح درآمد یکی از پیامدهای بحران ۲۰۰۸ است. عدم توجه ایالاتمتحده و چین به مسئله محیطزیست یک چالش بزرگ برای تحقق امنیت پایدار جهانی است.
اولین و مهمترین پارامتر در امنیت ملی، امنیت فیزیکی است. امنیت فیزیکی شامل امنیت جانی مردم، تمامیت ارضی، امنیت شهری و غیره میشود. عناصری مثل ارتش، پلیس، بیمارستانها و مراکز بهداشتی، امنیت راهها و خودروها، زیرساختهای ریلی و هوایی و امنیت اطلاعاتی در تامین امنیت فیزیکی نقش دارند.
امنیت اقتصادی از دیگر شاخصههای امنیت است. داشتن امنیت شغلی، تورم و بیکاری کنترلشده، تامین مداوم کالاهای اساسی و داشتن زیرساختهای استراتژیک میتواند امنیت مالی مردم را تضمین کند و به آنها احساس یک زندگی امن بدهد.
در تمام دنیا امنیت ملی شامل حفاظت از آرمانهای ملی نیز میشود. حفاظت از زبان و فرهنگهای بومی، دین، رسانههای جمعی و اجتماعی، سینما و تلویزیون و مواردی از این دست میتوانند در تامین «امنیت نرم» اثر داشته باشد.
تمام این موارد امنیتی به دارایی مالی و نیروی انسانی نیاز دارند. به این شکل امنیت و اقتصاد به یکدیگر گره میخورند و رشتهای به نام «اقتصاد امنیت» به وجود میآید.
برچسب:
نویسنده: رها اسدیپور